پیام تبریک
کنار او بنشست مولا
محمد (ص) خطبه خواند و زهرا بلی گفت
اشتباه گفتم
زهرا یا علی گفت...
روز ازدواج مبارک![]()
کنار او بنشست مولا
محمد (ص) خطبه خواند و زهرا بلی گفت
اشتباه گفتم
زهرا یا علی گفت...
روز ازدواج مبارک![]()
ای درناهای زیبا که به سمت دیار دوست در حرکتید. درود و سلام مرا نیز با خود به آن یار مهربان ببریدو آه و فریاد دل مشتاقان را به صاحب کعبه برسانید.
ای درناها همگام با باد صبوح به مقصد و عبادتگاه عارفان پرواز کنید و بر پیامبر خوبی ها خالصانه ترین سلام ها را از ما برسانید.
خوش به حال پرندگانی که هر صبح و شام در بارگاهتان با شما نجوا می کنند پیامبر زیبایم.
مدد یا رسول الله ![]()
| ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد | دل رمیده ما را انیس و مونس شد | |
| نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت | به غمزه مسله آموز صد مدرس شد | |
| به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا | فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد | |
| به صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوست | گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد | |
| خیال آب خضر بست و جام اسکندر | به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد | |
| طربسرای محبت کنون شود معمور | که طاق ابروی یار منش مهندس شد | |
| لب از ترشح می پاک کن برای خدا | که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد | |
| کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود | که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد | |
| چو زر عزیز وجود است نظم من آری | قبول دولتیان کیمیای این مس شد | |
| ز راه میکده یاران عنان بگردانید | چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد |
تو قویتری یا من؟ پسر گفت: من. پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید : تو قویتری یا من؟
پسر گفت :من.
پدر با دلی گرفته به یاد همه ی زحماتی که کشیده بود دستشو از شونه ی پسرش برداشتو دو قدم دورتر دوباره رسید: تو قویتری یا من؟
پسر گفت: شما .
پرسید: چرا نظرت عوض شد؟
پسر جواب داد: وقتی دستت رو شونه ام بود احساس می کردم یه دنیا پشتمه...
به سلامتی پدر هایی که هستند و شادی روح پدرهایی که نیستند... صلوات...
زاحد تا احمد یک میم فرق است...
جهانی در آن یک میم غرق است![]()
آری براستی که همه ی جهان در میم محمد غرق است.
محمد ای زیباترین کلام آفرینش...
پیامبرم ای مهربانترین پدر دنیا...
چگونه می توانم شکر خدای سبحان را بر جای آورم که پاره ای از امت شما هستم. چگونه می توانم نام مبارکتان را بشنوم و دلتنگ نباشم؟
یاسین. "ای سید پیامبران وای ناجی دوعالم" اگر در پاکی شما شکی بود پروردگارم مقامتان را اشرف مخلوقات انتخاب نمی کرد.
زمین و زمان و آفرینش در مقابل نام عظیم شما ذره ای بیش نیست.
آری به راستی که از بارگاهتان نردبانی به عالم ملکوت گذارده اند و به خاطر وجود مبارکتان جز جزء این جهان آفرینش خلق شده.
و دوباره این بیت خواجه ی راز را تکرار می کنم:
جمالت آفتاب هر نظر باد زخوبی روی خوبت خوبتر باد
دوستت دارم مهربانترین رفیق دنیا و آخرت
زندگی بافتن یک قالیست
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده
تو در این بین فقط می بافی
نقشه را خوب ببین
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند![]()

دربخشیدن خطای دیگران مانند شب باش
درفروتنی مانند زمین باش
درمهرودوستی مانند خورشید باش
هنگام خشم وغضب مانند کوه باش
درسخاوت و کمک به دیگران مانند رود باش
درهماهنگی و کنار آمدن با دیگران مانند دریا باش
خودت باش همانگونه که مینمایی
پس ازتعمق دراین هفت پند به این کلمات یک بار دیگر دقت کن :
شب ، زمین ، خورشید ، کوه ، رود ، دریا و انسان
ارت بشناسم حیران کنی
ورت نشناسم ویران کنی
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی می کرد، به لستر گفت: «آرزویی کن تا برآورده کنم.»لستر هم با زرنگی آرزو کرد « دو آرزوی دیگر داشته باشم!». بعد با هر کدام از این دو آرزو، آرزو کرد سه آرزوی دیگر داشته باشد. آرزوهایش شد شش تا. با هر کدام از این شش آرزو، سه آرزوی دیگر خواست و ...
در قرآن مجيد از ملائكه فراوان ياد شده است.آيات زيادى از قرآن در باره صفات، ويژگيها، ماموريتها و وظائف فرشتگان سخن مى گويد، حتى قرآن، ايمان به ملائكه را در رديف ايمان به خدا و انبياء و كتب آسمانى قرار داده است، و اين دليل بر اهميت بنيادى اين مساله است:« آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ»:" پيامبر اسلام به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده، و مؤمنان نيز به خدا و