پیام مدیر وبلاگ
دوستان عزیز :
جهت مشاهده ی تمام مطالب این وبلاگ به قسمت عناوین مطالب مراجعه فرمایید.
با تشکر مدیریت وبلاگ![]()
دوستان عزیز :
جهت مشاهده ی تمام مطالب این وبلاگ به قسمت عناوین مطالب مراجعه فرمایید.
با تشکر مدیریت وبلاگ![]()
برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید
(یعنی کاملا زل بزنید!)
پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف
میشود. جالب بود نه!؟

بر گرفته شده از تفسیرِ کشفالاسرار اثر خواجه عبد الله انصاری
موسای کلیم علیهالسلام را علتی و مرضی پدید آمد. طبیبان گفتند: داروی این علت فلان چیز است. موسی گفت: دارو نخورم تا اللّه خود عافیت فرستد و شفا دهد. آن مرض بر وی دراز گشت. گفتند: ای موسی! این دارو مُجرّب است و اگر به کار داری (مصرف کنی) در آن شفا بُوَد. موسی نَشنید و با دارو مداوا نکرد تا از حق جلّ جلاله وحی آمد که: به عزت من که تا تو دارو نخوری من شفا ندهم. موسی دارو بخورد، در حال شفا آمد. موسی را چیزی در دل آمد که بار خدایا این چون است؟ وحی آمد کهای موسی! تو علت مپرس و سنّتی که ما نهادهایم، اسرار ما مجوی که کسی را به اسرار ما راه نیست و گفتنِ چون و چرا، روا نیست؟
آیه ٧٢ سوره احزاب
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا [٣٣:٧٢]
ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!
اینجا سخن از امانت الهی است، سخن از راز آفرینش انسان است، سخن از سرّ سویدای بنی آدم است، و سخن از عشق است و اختیار.
همیشه نگاهت به آن بالا باشد تا دلت از آدمهای این پائین وکارهایشان نشکند.کوروش کبیر
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدنهایی که فقط پاهایم را ازمن گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد درحالیکه قصه ای کودکانه بیش نبوددریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود وگرنه نمیشود به همین سادگی.کاش نه میدویدم ونه غصه میخوردم به جایش فقط اورانگه میداشتم او خودش به جایم میدوید و غصه میخورد...

جنوب نیوز- یكی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوک ، ذكر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیرباران یاد حق.


خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل
دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم
حفظ کنیم.(آمین)
حضرت موسی (ع) به خدا عرض کرد :
خداوندا می خواهم به تو نزدیک شوم .
به گزارش آخرین نیوز به نقل از شبستان، در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را میتوان در سجیه دید، جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این پدیده زیبا به وجود میآید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
به گزارش انقلابنیوز، در قرآن بارها از آیات و نشانههای خداوند شنیداید اما هیچگاه به آنها در اطرافمان توجه نکردهایم. این یکی از همان نشانههای است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

سورة مبارکه الرحمن :
Safe63462910797701 این همان دریای عجیبی است که در قرآن آمده است!! + عکس
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟ 22٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى شود.
سوره مبارکه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سوره مبارکه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
سوره مبارکه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریکانى که مى پندارند بهتر است] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوهها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى دانند.



به نام خدای حنّان
اقرا... اِقرا یا محّمد... اِقرا بِاسمِ رَبِکَ الذی خَلَق..
بخوان ای محمّد.. بخوان.. او کیست که صدای دلنواز تر از صدای مادر دارد... چه بخوانم ...! من که خواندن نمی دانم.
بار دیگر صدایش می زند... بخوان به نام پروردگاری که هستی کریم را آفرید و انسان را از علق آفرید... بخوان ای بنده ی برگزیده ی الله... بخوان...!
ای محمّد امسال پنجمین رمضانی استه که به حرا می آیی و از تنهایی ها ، از دوستاشتنها و حقیقت جویی ها بر پروردگارت میگویی. بخوان ای حق جوی حق پرست. آری این صدای آرام و زیبا همان صوت دلنشین پیام آور حق است.
صدای جبرییل مقرب است ، همو که از ابوالبشر تا محمّد (ص) وحی آورنده برای بندگان به سوی صراط است.
آیات علق آمیخته با رایحه ی نسیم سحری و معطر به عطر بهشت الهی درّه ی حرا را در هم می پیچاند و محّمد (ص) را به خانه می کشاند...
بار دیگر در رجب ماه استغفار الهی سروش الهی صدا می زند :
(یا ایها المُدَثِر. ثُم فاَنذِر) برخیز ای جامه به سر کشیده برخیز و بترسان مردم را از عذاب و کیفر.
آری جبرییل سروش و پیغام حق را به محمّد (ص) پاک سرشت آورد.زمینیان و عرشیان شادمان باشید که محمبد (ص) امروزبه مقام والای پیغمبری نائل می آید. همو که ثمره ی درخت مودّت است و گوهر صدف رسالت.
ای آدم ، ای عیسی ، ای ادریس،ای یوسف ، ای هارون، ای موسی وای ابراهیم ای ابوالنبیا که هفت طبقه ی بهشت بارگاهتان است برخیزید و جامه ی یاس بر تن کنید که محمّد (ص) در سیر شبانگاهی و سوار بر براق در راه است. برای نماز گزاردن وضو حاصل کنید که امامتان در حال رسیدن است.
ای فرشتگان مقرب نشسته بر سدره المنتهی ، ای تسبیح کنندگان بیت المعمور محمّد (ص) دست در دست فرشته ی وحی به سوی عرش اعلی در حرکت است. ای جنت باغ ها و قصرهایت را گل گون کن که چمنزارت قدمگاه ناجی دو عالم خواهد بود.
ای براق از عرش اعلی زودتر بشتاب به سوی منزل ام ّ هانی که دل محمّد (ص) بس شوریده و پریشان است و منتظر دیدن جمال نورانی الله.
ای بیت المقدس ای زادگاه پیامبران الهی شادمان باش که منجی کلبه ی احزانت در راه است...!
برخیز یا محمّد... برخیز ای پاک سرشت که مقدمات سیرت را عرشیان مهیا کرده اند... برخیز که صبر و طاقت عرشیان به تنگ آمده..براق آن مرکب زرینت منتظر سوارش است... برخیز تا (لَنریَهُ مِن آیاتِنا ) را از پروردگارت بشنوی...
آری حضرت محمّد (ص) به پا می خیزدو سوار بر براق و همگام با جبرییل در مقام شفاعت رهسپار جنات و عرش اعلی می شود. همانجا که جلوه و جمال معشوق را هیچ جنبنده ای جز محمّد (ص) نخواهد دید. در هر بار نزدیک شدن به عرش صدای یا حنّان یا منّان و یا حق گفتن رسا تر از قبل به گوش مبارک پیامبر (ص) می رسد.
مقربان جمال محمّدی را می بینند و مدهوش می شوند، ابوالبشر با دیدن فرزند پاک نهادش تلخی خروج از جنات را از یاد می برد و یکسر الحمد لله می گوید....
همه ی پرده ها کنار می رود تا محمّد (ص) ببیند آنچه را که به خاطر او آفریده شده است. عرش اعلی ، زمین خداوندی ، پیامبران و از همه زیباتر دیدن جمال معشوقه ی پیامبر (الله رب العالمین ). که خود خدای سبحان فرمود : ( اگر تو نبودی یا محمّد عرش و افلاک نبود )
حضرت محمّد (ص) می بیند معشوقی را که شب و روز با او نجوا می کرد و الله نشان می دهد بر بنده ی پاکش جماش را که ای محمّد ببین آنکه را که شبو روز برایش تسبیح می کردی... من ازتو مشتاق تر بودم ای فرزند پاک عبدالله ، بر جبرییل فرمودم تورا شتابان به سویم آورد که مشتاقم به دیدار محمّد...!
در آن لحظه ی وصال سجده ی فرشتگان بر الله و بر محمّد (ص) زیباترین جلوه ی آفرینش را به نبی اکرم نمایان می کند...!
السلامُ علیک یا ایهی انبی و رحمـت الله و برکاته را خدای تبارک به پیامبرش هدیه می دهد و حضرت محمّد (ص ) به پاس این موهبت می فرماید : السلام علینا و علی عباد الله الصالحین . این فداکاری و موهبت پیامبر (ص) چقدر زیبا و دلنشین است...!
کیست که هنگام وصلت با معشوقه اش او را با دیگران تقسیم کند...؟! کیست...؟! حقّا او فقط احمد ،اشرف مخلوقات است که هنگام دیدن جمال الله ، بر بندگان و مقربان خدای سبحان هم عافیت می طلبد .... احسنت بر شما یا رسول الله و احسنت بر خالق پاک شما...
برای بار آخر الله تعالی می فرماید : السلام علیکم و رحمت الله و برکاته ... سلام و خیرو برکت من بر تو یا محمد(ص) و بر عباد پاک و صالحین....
آری 27 رجب روز ملاقات پیامبر نور و رحمت و خدای سبحان وروز رسیدن به مقام نبوت و سروری رسالت بر جمله ی مسلمین و صالحین مبارک باد.
۱- خود را در یک کشتی تصوّر کنید که در حال غرق شدن است. شما خود را به آب میاندازید و با شناکردن خود را به یک قایق نجات میرسانید و از آن بالا میروید. چند نفر دیگر را در آن قایق نجات همراه خود میبینید؟

- خود را به ساحل میرسانید و بیابان وسیعی را در مقابل خود میبینید. چند وسیله شخصی و مقداری خوراکی بر میدارید و در جستجوی نجات، راه بیابان را در پیش میگیرید. چند جفت کفش برمیدارید؟

- پس از یک راهپیمایی طولانی و سخت، از یک تپه شنی بالا میروید و با خوشحالی شهری را در دوردست میبینید. همچنین متوجه میشوید که در فاصلهای نه چندان دور در سمت راست شما واحهای وجود دارد. آیا ابتدا به آنجا میروید و برای مدتی کوتاه، یا هر چقدر که میخواهید استراحت میکنید و یا آن که آن را نادیده گرفته به راهتان به سوی شهر ادامه میدهید؟

۴- پس از ورود به شهر، قصری توجه شما را به خود جلب میکند و تصمیم میگیرید که وارد آن شوید. پس از عبور از دروازهها، خود را در یک راهروی طولانی مییابید که به اتاق پادشاه منتهی میشود. وارد اتاق میشوید و شاه و ملکه را میبینید که در کنار هم به تخت نشستهاند. شاه و ملکه چه شکلی هستند؟ و چه ویژگیها و خصوصیاتی را برایتان مجسم میکنند؟

۵- از آن اتاق خارج میشوید و از یک پلکان مارپیچی پایین میروید. تاریک و سایهدار است، با مشعلهایی بر روی دیوار که به طور نوبتی روشن و خاموش میشوند. همین طور که پائین میروید، ناگهان یک زن (اگر شما مرد هستید) و یا یک شوالیه (اگر شما زن هستید) از کنارتان عبور میکند. شما فقط برای یک لحظه صورتش را میبینید و این تصویر، یک نفر که میشناسید را به یادتان میآورد. او چه کسی است؟

۶- پلّهها شما را به اتاق پذیرایی میرساند و شما میز بسیار بزرگی با یک گیلاس پایهدار در وسط آن میبینید. به گیلاس نگاه کنید. چقدر آن پر از مایعات است؟

.
.
.
.
جواب های خود را مرور کنید و برای دیدن نتیجه آزمایش به ادامه مطلب مراجعه نمائید
.
بر آنکه با سرمایه اش فقط زمین می خرد
روزی خواهد آمد که با خود بگوید :
برای چنین روزهای مبادایی،
کاش قطعه ای آسمان می خریدم . . .
.
.
.
بعد از بگو مگو:
اونی که اول معذرت خواهی کنه شجاع ترینه!
اونی که اول میبخشه قوی ترینه!
اونی که زودتر فراموش میکنه خوشبخت ترینه!
.
.
.
اشتباه اصلی ما در زندگی.
هزاران کار غلطی نیست که انجام میدهیم،
بلکه هزاران کار درستی است که برای اشخاص غلط انجام میدهیم
.
.
.
آنهایی که بی عاطفه هستند
روزگاری بسیار عاشق بودند . . .
.
.
.
آنچه که آسان بدست آید، همیشه نخواهد ماند
و آنچه که همیشه خواهد ماند، آسان بدست نخواهد آمد . . .
.
.
.
او را گرفتند به جرم چیدن یک شاخه گل زیرا دستانش بوی گل می داد،
وهیچ وقت فکر نکردند شاید گلی کاشته باشد.
.
.
.
ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد
..دکتر علی شریعتی..
.
.
.
انسان مانند رودخانه است ، هرچه عمیق تر باشد آرام تر و متواضع تر است.
..منتسکیو..
.
.
.
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
دل خانه عشقست خدا را به که گویم
کارایشی از عشق کس این خانه ندارد
گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد
تا چند کنی قصه اسکندر و دارا
ده روزه عمر این همه افسانه ندارد
از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد
خداییش خیلی حال میده ها
فامیلیت صالح باشه
بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل
ملت دچار خود درگیری میشن !
.
.

باز آی که بی روی تو ای یوسف طه
در بزم مریدان اثر نور و صفا نیست
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست ...؟!
گر یوسف طه مرشد من شد چه تفاوت ؟!
در هیچ سری ، سرّی زخدا نیست ....!
در صومعه زاهدو در خلوت صوفی
جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست...!
روی تو مگر آینه ی لطف الهیست یوسف..؟!
حقّا که چنین است و در این روی ریا نیست
از بهر خدا روی مگردان که مریدان را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
دی میشدو گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی نوچه، در این قوم وفا نیست...!
تقدیم به مهربانترین پدر دنیا

"ماه رجب ماه استغفار اُمّت من است، پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش کنيد"
در روايتي از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده که فرمودند: «رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امتم ». ماه مبارک رجب که فرصت مناسبي براي همه انسانهاست تا توانند با استفاده از اين فرصت و غنيمت شمردن آن، دل و جان خود را در زير باران رحمت و مغفرت الهي شستشو دهند و به سعادت ابدي برسند.
از خدا پرسیدم دوست دارید بندگانتان چه بیاموزند؟ گفت: "بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم...!!
زیباترین دین:اسلام
زیباترین خانه:کعبه
زیباترین میعاد:معاد