پیام مدیر وبلاگ

با سلام

دوستان عزیز :

جهت مشاهده ی تمام مطالب این وبلاگ به قسمت عناوین مطالب مراجعه فرمایید.

با تشکر مدیریت وبلاگ

خطای دید

برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید

(یعنی کاملا زل بزنید!)

پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف

می‌شود. جالب بود نه!؟   

 

داستانی در باب توکل در مریضی و اطاعت از طبیب

 

بر گرفته شده از  تفسیرِ کشف‏الاسرار اثر خواجه عبد الله انصاری

                                     

موسای کلیم علیه‏السلام را علتی و مرضی پدید آمد. طبیبان گفتند: داروی این علت فلان چیز است. موسی گفت: دارو نخورم تا اللّه‏ خود عافیت فرستد و شفا دهد. آن مرض بر وی دراز گشت. گفتند: ای موسی! این دارو مُجرّب است و اگر به کار داری (مصرف کنی) در آن شفا بُوَد. موسی نَشنید و با دارو مداوا نکرد تا از حق جلّ جلاله وحی آمد که: به عزت من که تا تو دارو نخوری من شفا ندهم. موسی دارو بخورد، در حال شفا آمد. موسی را چیزی در دل آمد که بار خدایا این چون است؟ وحی آمد که‏ای موسی! تو علت مپرس و سنّتی که ما نهاده‏ایم، اسرار ما مجوی که کسی را به اسرار ما راه نیست و گفتنِ چون و چرا، روا نیست؟

امانتی که انسان قبول کرد چه بود؟

 

آیه ٧٢ سوره احزاب

 

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا [٣٣:٧٢]

 

 ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!

              

اینجا سخن از امانت الهی است، سخن از راز آفرینش انسان است، سخن از سرّ سویدای بنی آدم است، و سخن از عشق است و اختیار.

ادامه نوشته

فقط خدا


وقتی سکوت خدارا در برابر رازونیازت دیدی نگو خدابامن قهراست او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا تا حرف دلت را بشنود ...پس حرف دلت را به او بگو

همیشه نگاهت به آن بالا باشد تا دلت از آدمهای این پائین وکارهایشان نشکند.کوروش کبیر

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدنهایی که فقط پاهایم را ازمن گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد درحالیکه قصه ای کودکانه بیش نبوددریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود وگرنه نمیشود به همین سادگی.کاش نه میدویدم ونه غصه میخوردم به جایش فقط اورانگه میداشتم او خودش به جایم میدوید و غصه میخورد...


ثواب گفتن ذکر سبحان الله چیست؟

امیرالمۆمنین على(علیه‌السلام) مى‌فرماید: تسبیح و سبحان الله گفتن یک نیمه از ترازوى اعمال را پر كرده و الحمدلله گفتن ترازوى اعمال را سرشار مى‌سازد و الله اكبر گفتن فاصله میان آسمان و زمین را پر مى‌كند.



جنوب نیوز- یكی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوک ، ذكر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیرباران یاد حق.


كر خدا، از یاد بردن هستی محدود خویش در رهگذر یاد اسمای الهی است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روی دل می زداید؛ زیرا غفلت و فراموشی حق تعالی ، ساحت دل را مكدّر می كند.ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهی دارد.

یکی از بهترین اذکار ذکر تسبیح (سبحان الله) است که احادیث مختلفی وجود دارند که برای گفتن ذکر «سبحان الله» به تنهایی ثواب‌هایی قرار داده شده است:
ادامه نوشته

کسانی که فرزند دختر دارند بخوانند!

هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد، مانند کسی است که صدقه ای را برای گروهی نیازمند می برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند.
کسانی که فرزند دختر دارند بخوانند!
سرویس مذهبی افکارنیوز- پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه ای استحبابی از او بر می دارد. 

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و با برکت اند. 

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد، مانند کسی است که صدقه ای را برای گروهی نیازمند می برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی (از فرزندان خود) را شاد کند، گویا برده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشت های پرنعمت می سازد. 


شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامه ای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزی ام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت: «چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» و برای او دختری زاده شد. 

در روایتی دیگر که درباره فضیلت تحمل آزار کودک در کتاب کافی مرحوم کلینی، آمده است، امام صادق علیه السّلام در مجلسی نشسته بودند که یونس بن یعقوب وارد شد. حضرت به وی فرمود: «چه شده تو را نالان می بینم؟»

عرض کرد: کودکی دارم که سراسر شب از گریه های او اذیت شدم. 

حضرت فرمودند: «ای یونس! پدرم محمد بن علی، از پدرانش، از جدم پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرد که جبرئیل بر وی فرود آمده در حالی که پیامبر خدا و علی که درود خدا بر آنان باد، ناله می کردند. 

جبرئیل گفت: ای حبیب خدا! چه شده که تو را نالان می بینم؟ پیامبر فرمودند: «دو کودک داریم که از گریه آنان، اذیت شده ایم.» 

جبرئیل گفت: صبر کن، ای محمّد! چرا که به زودی برای این قوم، پیروانی برانگیخته می شوند که هر گاه یکی از آنان گریه کند، گریه اش تا هفت سالگی «لا اله الا الله» است و وقتی از هفت سالگی گذشت، گریه اش تا بلوغ، آمرزش خواهی برای پدر و مادرش است و چون از بلوغ گذشت، هر کار نیکی که انجام دهد، به نفع پدر و مادرش است. 

منبع: خانه خوبان، ش ۴۲، ص۵۷.

تبریک عید فطر

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل

دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم

حفظ کنیم.(آمین)

شب قدر


حضرت موسی (ع) به خدا عرض کرد :

خداوندا می خواهم به تو نزدیک شوم .
خداوند فرمود: قرب من از آن کسی است که شب قدر بیدار شود.
گفت : خداوندا ! رحمتت را می خواهم .
فرمود : رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به نیاز مندان رحمت آورد.
گفت خداوندا جواز گذشتن از صراط را از تو می طلبم.
فرمود : از آن کسی است که در شب قدر صدقه دهد.
گفت خداوندا ! از درختان بهشت و میوه هایش می خواهم.
فرمود : از آن کسی است که در شب قدر تسبیح من گوید.
گفت خداوندا ! رهایی از جهنم را می خواهم .
فرمود : از آن کسی است که در شب قدر بخشایش بخواهد.
گفت خداوندا ! خشنودی تو را می خواهم . فرمود خشنودی من از ان کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند.

ادامه نوشته

یک معجزه قرآنی در دانمارک +تصاویر

یک معجزه قرآنی در دانمارک +تصاویر

در شمالی‌ترین شهر کشور اروپایی دانمارک می‌توان یک نشانه قرآنی را دید.

 

به گزارش آخرین نیوز به نقل از شبستان، در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می‌توان در سجیه دید، جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می‌پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی‌شوند و بنابرین این پدیده زیبا به وجود می‌آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

به گزارش انقلاب‌نیوز، در قرآن بارها از آیات و نشانه‌های خداوند شنید‌اید اما هیچ‌گاه به آنها در اطراف‌مان توجه نکرده‌ایم. این یکی از همان نشانه‌های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.


 

سورة مبارکه الرحمن :

Safe63462910797701 این همان دریای عجیبی است که در قرآن آمده است!! + عکس

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

19٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟ 22٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.

سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

 

سوره مبارکه فاطر آیه 12:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مبارکه نمل آیه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آیا شریکانى که مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى ‏دانند.

چهار ذکر برتر

امام صادق علیه السّلام می فرماید: «در شگفتم برای کسی که از چهارچیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

http://www.afkarnews.ir/images/docs/000243/n00243945-b.jpg

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزّوجلّ به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنان نرسید.

و در شگفتم برای کسی که اندوهیگن است، چگونه به ذکر لا اله الاّ اَنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنین را نجات می بخشیم.

و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر أُفَوِّضُ اَمری إلَی اللهِ إنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.

و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر «ما شاءَ الله لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود می دانی، پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد ...».

منبع: داستان هایی از یاد خدا، ص۴۵-۴۶./ مرجع:افکار

ذکر یونس (ع)

شخصی یهودی، امیرالمؤمنین(ع) را راجع به زندانی، که زندانی اش را به اطراف زمین گردانید مورد سوال قرار داد. پس آن گاه حضرت فرمود:

http://www.afkarnews.ir/images/docs/000242/n00242586-b.jpg

یهودی! زندانی که زندانی اش را به اطراف زمین سیر داد، عبارت است از ماهی معروفی که یونس(ع) در شکمش محبوس گشته بود تا اینکه یونس(ع) در دل تاریکی ها ندا در داد و گفت: (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) که در این هنگام خداوند دعایش را اجابت کرد و به ماهی فرمان داد تا او را از شکم خود بیرون افکند. سپس ماهی وی را بر ساحل دریا انداخت.۱

منبع:
۱- داستان های حکیمانه،ص۲۹.
۲- داستانهایی از یاد خدا،ص۴۳.


تبریک عید مبعث

 

 

به نام خدای حنّان

 اقرا... اِقرا یا محّمد... اِقرا بِاسمِ رَبِکَ الذی خَلَق..

بخوان ای محمّد.. بخوان.. او کیست که صدای دلنواز تر از صدای مادر دارد... چه بخوانم ...! من که خواندن نمی دانم.

بار دیگر صدایش می زند... بخوان به نام پروردگاری که هستی کریم را آفرید و انسان را از علق آفرید... بخوان ای بنده ی برگزیده ی الله... بخوان...!

ای محمّد امسال پنجمین رمضانی استه که به حرا می آیی و از تنهایی ها ، از دوستاشتنها و حقیقت جویی ها بر پروردگارت میگویی. بخوان ای حق جوی حق پرست. آری این صدای آرام و زیبا همان صوت دلنشین پیام آور حق است.

صدای جبرییل مقرب است ، همو که از ابوالبشر تا محمّد (ص) وحی آورنده برای بندگان به سوی صراط است.

آیات علق آمیخته با رایحه ی نسیم سحری و معطر به عطر بهشت الهی درّه ی حرا را در هم می پیچاند و محّمد (ص) را به خانه می کشاند...

بار دیگر در رجب ماه استغفار الهی سروش الهی صدا می زند :

(یا ایها المُدَثِر. ثُم فاَنذِر) برخیز ای جامه به سر کشیده برخیز و بترسان مردم را از عذاب و کیفر.

آری جبرییل سروش و پیغام حق را به محمّد (ص) پاک سرشت آورد.زمینیان و عرشیان شادمان باشید که محمبد (ص) امروزبه  مقام والای پیغمبری نائل می آید. همو که ثمره ی درخت مودّت است و گوهر صدف رسالت.

ای آدم ، ای عیسی ، ای ادریس،ای یوسف ، ای هارون، ای موسی وای ابراهیم ای ابوالنبیا  که هفت طبقه ی بهشت بارگاهتان است برخیزید و جامه ی یاس بر تن کنید که محمّد (ص) در سیر شبانگاهی و سوار بر براق در راه است. برای نماز گزاردن وضو حاصل کنید که امامتان در حال رسیدن است.

ای فرشتگان مقرب نشسته بر سدره المنتهی ، ای تسبیح کنندگان بیت المعمور محمّد (ص) دست در دست فرشته ی وحی به سوی عرش اعلی در حرکت است. ای جنت باغ ها و قصرهایت را گل گون کن که چمنزارت قدمگاه ناجی دو عالم خواهد بود.

ای براق از عرش اعلی زودتر بشتاب به سوی منزل ام ّ هانی که دل محمّد (ص) بس شوریده و پریشان است و منتظر دیدن جمال نورانی الله.

ای بیت المقدس ای زادگاه پیامبران الهی شادمان باش که منجی کلبه ی احزانت در راه است...!

برخیز یا محمّد... برخیز ای پاک سرشت که مقدمات سیرت را عرشیان مهیا کرده اند... برخیز که صبر و طاقت عرشیان به تنگ آمده..براق آن مرکب زرینت منتظر سوارش است... برخیز تا (لَنریَهُ مِن آیاتِنا ) را از پروردگارت بشنوی...

آری حضرت محمّد (ص) به پا می خیزدو سوار بر براق و همگام با جبرییل در مقام شفاعت رهسپار جنات و عرش اعلی می شود. همانجا که جلوه و جمال معشوق را هیچ جنبنده ای جز محمّد (ص) نخواهد دید. در هر بار نزدیک شدن به عرش صدای یا حنّان یا منّان و یا حق گفتن رسا تر از قبل به گوش مبارک پیامبر (ص) می رسد.

 مقربان جمال محمّدی را می بینند و مدهوش می شوند، ابوالبشر با دیدن فرزند پاک نهادش تلخی خروج از جنات را از یاد می برد و یکسر الحمد لله می گوید....

همه ی پرده ها کنار می رود تا محمّد (ص) ببیند آنچه را که به خاطر او آفریده شده است. عرش اعلی ، زمین خداوندی ، پیامبران و از همه زیباتر دیدن جمال معشوقه ی پیامبر (الله رب العالمین ). که خود خدای سبحان فرمود : ( اگر تو نبودی یا محمّد عرش و افلاک نبود )

حضرت محمّد (ص) می بیند معشوقی را که شب و روز با او نجوا می کرد و الله نشان می دهد بر بنده ی پاکش جماش را که ای محمّد ببین آنکه را که شبو روز برایش تسبیح می کردی... من ازتو مشتاق تر بودم ای فرزند پاک عبدالله ، بر جبرییل فرمودم تورا شتابان به سویم آورد که مشتاقم به دیدار محمّد...!

در آن لحظه ی وصال سجده ی فرشتگان بر الله و بر محمّد (ص) زیباترین جلوه ی آفرینش را به نبی اکرم نمایان می کند...!

السلامُ علیک یا ایهی انبی و رحمـت الله و برکاته را خدای تبارک به پیامبرش هدیه می دهد و حضرت محمّد (ص ) به پاس این موهبت می فرماید : السلام علینا و علی عباد الله الصالحین . این فداکاری و موهبت پیامبر (ص) چقدر زیبا و دلنشین است...!

کیست که هنگام وصلت با معشوقه اش او را با دیگران تقسیم کند...؟! کیست...؟! حقّا او فقط احمد ،اشرف مخلوقات است که هنگام دیدن جمال الله ، بر بندگان و مقربان خدای سبحان هم عافیت می طلبد .... احسنت بر شما یا رسول الله و احسنت بر خالق پاک شما...

برای بار آخر الله تعالی می فرماید : السلام علیکم و رحمت الله و برکاته ... سلام و خیرو برکت من  بر تو یا محمد(ص) و بر عباد پاک و صالحین....

آری 27 رجب روز ملاقات پیامبر نور و رحمت و خدای سبحان وروز رسیدن به مقام نبوت و سروری رسالت بر جمله ی مسلمین و صالحین مبارک باد.

 

 

تست جالب

به شش سوال زیر به دقت فکر کنید و جوابهای خود را روی یک صفحه کاغذ بنویسید. آنچه را که به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. زمان لازم برای آن که خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس کنید، در نظر بگیرید.

۱- خود را در یک کشتی تصوّر کنید که در حال غرق شدن است. شما خود را به آب می‌اندازید و با شناکردن خود را به یک قایق نجات می‌رسانید و از آن بالا می‌روید. چند نفر دیگر را در آن قایق نجات همراه خود می‌بینید؟

- خود را به ساحل می‌رسانید و بیابان وسیعی را در مقابل خود می‌بینید. چند وسیله شخصی و مقداری خوراکی بر می‌دارید و در جستجوی نجات، راه بیابان را در پیش می‌گیرید. چند جفت کفش برمی‌دارید؟

 

 

- پس از یک راه‌پیمایی طولانی و سخت، از یک تپه شنی بالا می‌روید و با خوشحالی شهری را در دوردست می‌بینید. همچنین متوجه می‌شوید که در فاصله‌ای نه چندان دور در سمت راست شما واحه‌ای وجود دارد. آیا ابتدا به آنجا می‌روید و برای مدتی کوتاه، یا هر چقدر که می‌خواهید استراحت می‌کنید و یا آن که آن را نادیده گرفته به راهتان به سوی شهر ادامه می‌دهید؟

 

۴- پس از ورود به شهر، قصری توجه شما را به خود جلب می‌کند و تصمیم می‌گیرید که وارد آن شوید. پس از عبور از دروازه‌ها، خود را در یک راهروی طولانی می‌یابید که به اتاق پادشاه منتهی می‌شود. وارد اتاق می‌شوید و شاه و ملکه را می‌بینید که در کنار هم به تخت نشسته‌اند. شاه و ملکه چه شکلی هستند؟ و چه ویژگیها و خصوصیاتی را برایتان مجسم می‌کنند؟

 

۵- از آن اتاق خارج می‌شوید و از یک پلکان مارپیچی پایین می‌روید. تاریک و سایه‌دار است، با مشعل‌هایی بر روی دیوار که به طور نوبتی روشن و خاموش می‌شوند. همین طور که پائین می‌روید، ناگهان یک زن (اگر شما مرد هستید) و یا یک شوالیه (اگر شما زن هستید) از کنارتان عبور می‌کند. شما فقط برای یک لحظه صورتش را می‌بینید و این تصویر، یک نفر که می‌شناسید را به یادتان می‌آورد. او چه کسی است؟

۶- پلّه‌ها شما را به اتاق پذیرایی می‌رساند و شما میز بسیار بزرگی با یک گیلاس پایه‌دار در وسط آن می‌بینید. به گیلاس نگاه کنید. چقدر آن پر از مایعات است؟

.

.

.

.

جواب های خود را مرور کنید و برای دیدن نتیجه آزمایش به ادامه مطلب مراجعه نمائید  

.

ادامه نوشته

راست و دروغش با شما

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ
فيلسوف است
کسی که راست و دروغ برای او يکی است، 
چاپلوس است
کسی که پول مي گيرد تا دروغ بگويد، 
دلال است
کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد، 
گدا است
کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد، 
قاضی است
کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد، 
وکيل است
کسی که جز راست چيزی نمی گويد، 
بچه است
ادامه نوشته

دعا

 

 

جملات فلسفی

بر آنکه با سرمایه اش فقط زمین می خرد

روزی خواهد آمد که با خود بگوید :

برای چنین روزهای مبادایی،

کاش قطعه ای آسمان می خریدم . . .

.

.

.

بعد از بگو مگو:

اونی که اول معذرت خواهی‌ کنه شجاع ترینه!

اونی که اول می‌بخشه قوی ترینه!

اونی که زودتر فراموش می‌کنه خوشبخت ترینه!

.

.

.

اشتباه اصلی ما در زندگی.

هزاران کار غلطی نیست که انجام میدهیم،

بلکه هزاران کار درستی است که برای اشخاص غلط انجام میدهیم

.

.

.

آنهایی که بی عاطفه هستند

روزگاری بسیار عاشق بودند . . .

.

.

.

آنچه که آسان بدست آید، همیشه نخواهد ماند

و آنچه که همیشه خواهد ماند، آسان بدست نخواهد آمد . . .

.

.

.

ادامه نوشته

جملات بزرگان

او را گرفتند به جرم چیدن یک شاخه گل زیرا دستانش بوی گل می داد،
وهیچ وقت فکر نکردند شاید گلی کاشته باشد.
.
.
.

ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد
..دکتر علی شریعتی..
.

.

.

انسان مانند رودخانه است ، هرچه عمیق تر باشد آرام تر و متواضع تر است.
..منتسکیو..
.
.
.

ادامه نوشته

دنیا

 

 

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند

 

جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
 
 
 
هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم
 
 
 
تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم

کنج دل

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد 
کس جای در این خانه ویرانه ندارد

 
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
 کس تاب نگهداری دیوانه ندارد


در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست 

آن شمع که می‌سوزد و پروانه ندارد

دل خانه عشقست خدا را به که گویم
 کارایشی از عشق کس این خانه ندارد

گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی 
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد


در انجمن عقل فروشان ننهم پای 
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد


تا چند کنی قصه اسکندر و دارا 
ده روزه عمر این همه افسانه ندارد


از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت 
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد

 

خنده بازار

   یعنی اعتماد به نفس بعضیا رو اگه صندوق صدقات داشت الان بانک مرکزی بود

خداییش خیلی حال میده ها
فامیلیت صالح باشه
بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل
ملت دچار خود درگیری میشن !

.

.

 

دقت کردین اونایی که میخوان برن دندون پزشکی
۶-۷ برابر از قبل بیشتر مسواک میزنن که نشون بدن دندوناشون تمیزه !؟
.
.
.
فقط یه ایرانیه که وقتی دنبال یه روش برای کاهش وزن میگرده
میپرسه چی بخورم که لاغر شم؟
برای لاغر شدن هم میخواد بخوره!
.
زندگی خانمها سه مرحله دارد
۱- کودکی
۲- جوانی
۳- چقدر خوب موندی  !
.
.
.
 
مدرسه :
۲+۲=۴
تمرین خونه :
۴+۲*۸/۲
سوال امتحان
حمید ۵ سیب دارد ، او هفت دقیقه تا رسیدن قطار فرصت دارد
 جرم خورشید را محاسبه کنید !
.
.
.
خونمون مهمون اومد
وقتی در رو بازکردم دخترشون قدش حدودیک و نودبود
وقتی کفشش رو درآورد یک و هفتاد وپنج شد ،
اومد توی خونه گل سرش رو برداشت شدیک و پنجاه
نگرانم کم کم محو بشه !
 
 

اســــــــرار امــضـا

اســــــــرار امــضـا


1. کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند.

2. كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء میكنند دير منطق را قبول می‌كنند و بيشتر غير منطقی هستند.

3. كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.

4. كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسان‌های منظّم هستند.

5. كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشيده‌اند.

6. كسانی كه پيچيده امضاء می‌كنند شكّاك هستند.

7. كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل می‌نويسند خودشان را در فاميل برتر می دانند.

8. كسانی كه در امضای خود فاميل می‌نويسند دارای منزلت هستند.

9. كسانی كه اسمشان را می‌نويسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.

10. كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء می‌كنند، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند

اما مهم ترین گروه :
11. کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند خیلی کم حافظه هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه

در سایه آفتاب پدر

در سایه آفتاب پدر
پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.
این، تصادف قشنگی است که در تقویم، کلمات هم‏معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.

در فراقت پدرم

 

 

 

باز آی که بی روی تو ای یوسف طه

در بزم مریدان اثر نور و صفا نیست

 

تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است

 جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست ...؟!

 

 گر یوسف طه مرشد من شد چه تفاوت ؟!

 در هیچ سری ، سرّی زخدا نیست ....!

 

در صومعه زاهدو در خلوت صوفی

جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست...!

 

 روی تو مگر آینه ی لطف الهیست یوسف..؟!

حقّا که چنین است و در این روی ریا نیست

 

از بهر خدا روی مگردان که مریدان را

شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست

 

دی میشدو گفتم صنما عهد به جای آر

گفتا غلطی نوچه، در این قوم وفا نیست...!

 

تقدیم به مهربانترین پدر دنیا

 

ماه رجب

 

http://abnews.ir/files/fa/news/1392/2/22/5041_807.jpg

 

"ماه رجب ماه استغفار اُمّت من است، پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش کنيد"
در روايتي از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده که فرمودند: «رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امتم ». ماه مبارک رجب که فرصت مناسبي براي همه انسانهاست تا توانند با استفاده از اين فرصت و غنيمت شمردن آن، دل و جان خود را در زير باران رحمت و مغفرت الهي شستشو دهند و به سعادت ابدي برسند.

خدایا من رو ببخش

 
 
 
 
 
 
خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم ...
 
چرا ؟!
 
نمیدونم شاید فکر میکنم :  " چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! "
 
خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : ... " خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی ... منم قول میدم که فلان و بهمان ... "
 
خنده ام میگیره شاید هم گریه ،
ادامه نوشته

از خدا پرسیدم

از خدا پرسیدم دوست دارید بندگانتان چه بیاموزند؟ گفت: "بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را


وادار کنند، عاشقشان باشد" "بیاموزند که انسانهایی هستند که آنها را دوست دارند اما نمی دانند

که چگونه عشقشان را ابراز کنند..."

داستان زیبای مرد فقیر




مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم...!!

زیباترین ها

زیباترین شروع:بسم الله

زیباترین دین:اسلام

زیباترین خانه:کعبه

زیباترین میعاد:معاد

زیباترین کلام:لااله الاالله

زیباترین آواز:اذان
زیباترین شهید:امام حسین(ع)
زیباترین صابر:حضرت ایوب
 زیباترین مهاجر:هاجر

زیباترین عمل:عبادت
زیباترین چشمه:زمزم

ادامه نوشته

پند

 

چه بسیارند افرادی که بالای خط فقر هستند

و

زیر خط فهم...!!